جستجو   :  

غواص خط شکن شهید جعفر روستا

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی):«گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد علیه الصّلاة والسّلام و رنج چندین ساله زینب کبری علیه اسلام از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق - یعنی حکومت شهیدان - قائم است. پس ما وظایفی داریم.»اینجانب با تأسی گرفتن از فرمایشات رهبر کبیر انقلاب، امام راحل و مقام معظم رهبری در خصوص ترویج فرهنگ شهادت، برخود واجب دیدم تا در این مقوله قدمی کوچک برداشته و با تحقیق وتفحص در خصوص رشادت ها، جانفشانی ها و از خودگذشتگی های شهید بزرگوار، سردار رشید واحد اطلاعات وعملیات لشکر16قدس گیلان و لشگر 25 کربلا مازندران، شهید جعفر روستا از خطه شهید پرورگیلان، شهرستان تالش، دهستان خطبه سرا، دین خود را در این خصوص نسبت به آن شهید ودیگر همرزمان آن ادا نمایم. امیداست در این راه خداوند منان ودعاهای خیر مردم شریف ایران و حمایت های مسئولین ذی ربط بنده را یاری کرده تا بتوانم، یاد و خاطره سایر شهدای گرانقدر را به قلم آورده وتقدیم دوستاران وعاشقان این نظام وانقلاب نمایم.با عنایت به اینکه نوشتن زندگی نامه وخاطرات حماسی برای شهدا بسیار سخت ودشوار می باشدو آنچه در شأن ومنزلت شهدا است، مؤلف نمی تواند به قلم آورد. برای همین، در صورت داشتن نواقص در مطالب وعناوین کتاب حاضر، این قصور را برمن بخشیده، جهت تکمیل یا تصحیح مطالب در چاپ های بعدی این حقیر را یاری فرمایند. جهت این تمنا، شماره تلفن و ایمیل اینجانب در مشخصات کتاب مرقوم می باشد. من الله التوفیق - منوچهر ذاکری (گیلان، شهرستان تالش)

 

فهرست مطالب

پیشگفتار. 12

مقدمه. 13

فرهنگ شهادت وزنده نگهداشتن یادشهدا 13

فصل اول: زندگی نامه   15

بخش اول: قوم شناسی خاندان شهیدجعفر روستا 15

بخش دوم: زندگی نامه. 19

فصل دوم: دوران جنگ، نبردو شهادت    27

بخش اول: دوران جنگ... 27

قسمت اول: دوران نبرد سالهای 1361 و 1362. 27

قسمت دوم: دوران نبرد مربوط به سال 1363. 31

عملیات بدر. 34

اهداف عملیات... 35

نتایج عملیات... 35

تلفات و خسارات وارده به دشمن.. 36

قسمت سوم: دوران نبرد مربوط به سال 1364. 36

عملیات قدس یک..... 37

عملیات قدس... 39

آخرین وداع با خانواده. 40

برگشت به جنوب تا شهادت... 46

قسمت چهارم: تشریح عملیات فاو و نقش شهید جعفرروستا در آن.. 55

موقعیت شهر فاو. 56

تصرف شهر فاو. 57

شکستن خط‌... 60

جزئیات مانور و سازمان غواصان:‌ 62

پاکسازی خط اول دشمن‌.. 64

‌مانور هر یک از گرو‌هان‌های این گردان به شکل زیر طراحی شد: 64

جمع‌بندی مأموریت و مانور لشکر. 65

شکستن خط، پیشروی در عمق و تصرف اهداف‌ در آستانه عملیات‌... 66

رهایی و حرکت غواص‌ها 67

تیراندازی دشمن قبل از عملیات‌... 69

نامه وبسته سردار محسن رضایی حاوی پرچم گنبد حضرت ثامن‌الائمه (ع). 71

غواصان و رسیدن به خط‌... 72

آغاز عملیات‌... 73

حرکت قایق‌سواران  پاکسازی خط‌... 74

ادامه عملیات در روز. 79

بخش دوم: وصیت نامه شهید جعفر روستا 82

بخش سوم: فرازی از مناجات شهید جعفر در بهمن ماه 64 قبل از شهادت   84

قسمت اول مناجات... 84

روضه شهید.. 85

قسمت دوم مناجات... 86

بخش چهارم: اهداف وپیام های شهیدبرگرفته از دست نوشتها 88

قسمت اول: نامه ها ودست نوشته ها 88

نامه اول: بخشی ازنامه شهید به خواهر وداماد از جبهه مریوان به تاریخ 18/2/1362  88

نامه دوم: بخشی از نامه به پدر ومادر از مریوان، واحد اطلاعات وعملیات در مورخه 10/7/1362  89

نامه سوم: بخشی ازنامه به پدر ومادر از مریوان واحد اطلاعات وعملیات در مورخه 17/7/1362 دوم محرم  90

نامه چهارم: بخشی از نامه خطاب به خانواده از منطقه مریوان در مورخه 4/9/1362 اربعین حسینی   91

نامه پنجم: بخشی ازنامه خطاب به پدرومادر ازاهواز پایگاه شهید بهشتی در مورخه 3/2/1363  91

نامه ششم: بخشی از نامه خطاب به پدر ومادرمنطقه اهواز، پایگاه شهید بهشتی، لشکر 25 کربلا، تیب 2، واحد عاشورادر مورخه 8/2/1363  92

نامه هفتم: بخشی از نامه خطاب به خواهر شان سرکار خانم ملک روستا وداماد گرامی اش، پایگاه شهید بهشتی، لشکر 25 کربلا، تیب 2، واحد عاشورا مورخه 27/3/1363. 94

نامه هشتم: بخشی از نامه شهید خطاب به خواهرش، کربلایی حسنیه روستا از پایگاه شهید بهشتی اهواز، مورخه 28/3/1363  95

نامه نهم: نامه پدر شهید (حاج غلامرضا روستا) خطاب به ایشان در مورخه 8/2/1363  96

قسمت دوم: پیام ها و آرمانهای شهید.. 98

بخش پنجم: یاد شهید در طول زمان.. 99

قسمت اول: شهید جعفر روستا ازمنظر سردارمرتضی قربانی فرمانده اسبق لشکر 25 کربلا   99

قسمت دوم: نخستین یادواره آبروی محله (شهدای محله) با یاد سردار شهیدجعفر روستادر مورخه 6/7/94  102

قسمت سوم: برگزاری یادواره شهدا وهمایش رزمندگان اطلاعات وعملیات لشکر ویژه 25 کربلا شهرک توریستی نمک آبرود چالوس 31 خرداد 1391. 105

قسمت چهارم: شهید در طول زمان در سفر های زیارتی راهیان نور. 105

قسمت پنجم: نصب عکس شهید در ورودی شهرهای تالش، حیران، رشت و تهران، نام گذاری خیابان به نام ایشان   106

فصل سوم: خاطرات همرزمان وخانواده شهید   107

بخش اول: خاطرات خانواده شهید. 107

قسمت اول: خاطرات پدر (مرحوم حاج غلامرضا روستا). 107

خاطره اول: 107

خاطره دوم: خبر دادن شهادت به خانواده. 108

خاطره سوم. 110

قسمت دوم: خاطره مادر (مرحوم حاجیه خانم اقدس عبادی مقدم) از زبان پدر. 110

خاطره اول.. 110

خاطره دوم. 111

قسمت سوم: خاطرات برادران.. 111

خاطره حاج فریدون روستا 111

خاطره حاج طهماسب روستا 113

قسمت چهارم: خاطرات خواهران.. 115

خاطره اول: خواهر شهید، کربلای خانم امینه روستا 115

خاطره دوم: خواهر شهید، سرکارخانم رودابه روستا 116

خاطره سوم: خواهر شهید، سرکار خانم ملک روستا 117

خاطره دیگراز ایشان.. 118

خاطره چهارم: خواهر شهید، حاجیه خانم مژگان روستا 118

بخش دوم: خاطرات همرزمان.. 119

قسمت یک: خاطرات همرزم شهید، برادر محمد کریمی.. 119

قسمت دوم: خاطرات همرزم شهید، برادرولی الله طوسی.. 120

قسمت سوم: خاطرات همرزم شهید، سرهنگ پاسدارابراهیم اسلامی.. 121

قسمت چهارم: خاطرات همرزم شهید، سرهنگ پاسدار مهدی بشارتی.. 124

قسمت پنجم: خاطرات همرزم شهید، مهندس یدالله غفوری.. 125

قسمت ششم: همرزم شهید، مهندس سیدمحمد حکیمی.. 126

خصوصیات اخلاقی.. 126

امام زمان (عج) جلو دار ستون.. 128

قسمت هفتم: همرزم شهید، سردار سرتیپ پاسدار علی اکبر پاشا 131

خاطره اول: شب عشق بازی.. 131

خاطره دوم: گزارشی از معبر دوم شهید جعفر روستا 132

بخش سوم: خاطره همسایه. 132

بخش چهارم: دل نوشته. 133

قسمت اول: دل نوشته خواهر شهید (حاجیه خانم مژگان روستا). 133

قسمت دوم: شعر در وصف شهید.. 136

بخش پنجم: دست نوشته های شهید. 137

منابع ومآخذ

 

   142

قسمت اول: دل نوشته خواهر شهید (حاجیه خانم مژگان روستا)

 

سلام براروند، سلام بر فاوکه درآخرین لحظات زندگی برادرم، میزبان او بودی. سلام براروند که نظاره گر درد دلها وعبادتهای شبانه با دیدگان گریان با معبودش بودی، تو می دانستی که درآخرین لحظه ها از خدایش چه می خواست.

ای اروند خروشان، تو دیدی که برادرم با تنی چند ازهمرزمانش چگونه دلیرانه ازتو گذشتند وازمیان موانع وکوسه ها عبور کردند. من به تو حسادت می کنم چون تو درآخرین لحظات میزبان دلیران مابودی وخودت آنان رابه سوی آرزویشان روانه کردی چه شیرین لحظه ای بود آن لحظه، البته برای آنان.

 ای اروند زیبا، من تابه حال نتوانسته ام به سویت بیایم، چون توخودت می دانی دل کوچک من تاب دیدن محل شهادت برادرم را ندارد پس بخوان مرا، روزی که این دل کوچکم دریا شود چون تو وتحمل دیدن محل شهادت برادرم را داشته باشد.

ای اروند زیبا، من منتظردعوتت هستم. نمی دانم روزی که آمدم، چگونه تحمل خواهم کرد. کربلا یادم می افتدو حضرت زینب که چگونه بادیدن شهدای کربلافرمود: «و ما رأيتُ الاّ جميلاً...؛ هيچ چيز جز زيبايي نديدم.»[1]

ولی من که خاک پای حضرت زینب (س) هم نمی شوم یا زینب کمکم کن ولی این رامی دانم که فقط سجده خواهم کردو بر خاکی بوسه خواهم زد که قدمگاه برادرم وهزاران شهید است وخاک آن را سرمه ی دیدگانم می کنم وبرای برادرم لالایی خواهم خواندو دیدگانم را چون رودی برای او جاری خواهم کرد. ای اروند، بخوان مرا تا بیایم و ببینم جایگاه وصال برادرم را چون همیشه سعی کردم میزبان خوبی برای دوستارانش باشم و او نیز در روز دیار از اروند به استقبالم خواهد آمد.

 خدایا برسان آن روز را. ای اروند، تبرک شده ای به خون این شهدا پس منتظرم باش تا بیایم و با تو وضو سازم تا مرهمی شود بر درد دلم.

 برادرم، بدان که هیچ وقت رفتنت باورم نشد چون تو پرپر نشدی، رفتی تا اسلام زنده بماند و ما بمانیم وراهت را ادامه دهیم.

 برادرم، من شهادت را با رنگ قرمز خواهم نوشت. چون بارنگ آن به یادتوو رشادت همرزمانت خواهم افتادو نخواهم گذاشت، خونتان پایمال شودو دراین راه سعی وتلاش خواهم کرد، فرزندانم را چون تورشید و دلاورتربیت کنم.

برادرم، دوستت دارم تورا ومزارت وگنبد زیبای تورا که با دیدن آن بیت المقدس زیبا، اولین قبله ی مسلمانان را به ذهن ما، تداعی می کند چون توخودت می گفتی: ما هدفمان بعدازآزادی کربلا، قدس شریف است چه خوش گفتی ورفتی.

برادرم، خبر شهادتت برای خانواده خیلی دردناک بود ولی ماراضی به رضای خدا بودیم. وقتی پیکرپاکت را آوردند، همه آمده بودند. ازکوچک وبزرگ و زن ومرد حتی فرشته ها هم آمده بودند وفرشی ازگل برایت پهن کرده بودندو همه آمده بودند تا شهادتت را تبریک بگویند. خدایا چه مبارک عروجی بود. همه ارزش کارت را درک کرده بودند، بخاطرهمین می خواستند فرزند دیارشان راباخوشی راهی نمایند.

برادرم، همه مراسم عروسی راتبریک می گویند ولی من وهمه، شهادتت رابه تو تبریک می گوییم وبزرگ می نویسیم جعفرجان شهادتت مبارک.

ازمادرمان برایت بگویم که درآخرین روزها، منتظرکبوترنامه برش بودکه ازپاره تنش برایش خبر بیاورد. دریغ ازآنکه کبوترش خبر شهادت فرزندش را به او داد و پدرم که چون کوه داغ فرزندش راتحمل کرد. آنان ابراهیم وار و زینب وار ایستادند ومهمانانت را راهی کردند تا فرزند دلیرشان شاد باشدو ازشهادتش خرسند، همه به صبرآنها آفرین گفتند؛ اما دریغ ازدل پاره پاره آنان.

 برادر جان، اکنون من بزرگ شده ام ولی هیچ وقت فراموشت نکرده ام پس ای زمانه تو نیزفراموش نکن، صبر پدر و مادرم را و صورت خونین خواهران وبرادرانم را که درآخرین دیدار بوسه بر زخم پیکر پاکش گذاشته بودند.

ای زمانه توخود شاهد باش به درد و دلهای مادرم با فرزندشهیدش در شبانگاهان به دور از چشم مردم در کنار مزارش، برای تسکین دلتنگی اش با او حرف می زد. هیچ کس نبو دولی من بودم ومی دیدم دلتنگی یک مادررا، پس ای زمانه یادت نرود من نیز ازیاد نخواهم برد پیکر خندان برادرم را وآخرین وداع اش را با خانواده.

زمانه تو فراموش نکن، آخرین وداع مردم شریف تالش و خطبه سرا را که چگونه فرزند دلیرشان را برروی شانه هایشان تشییع می کردند.

 ای ایران، ای مهد دلیران، بر خود ببال که فرزندان برومندی چون جعفرها داری پس سرافراز بمان ایران من، وطن من.

 

قسمت دوم: شعر در وصف شهید[2]

توای سلمان ایرانی نشان و افسری جعفر

 شهید راه ایمان وصفای رهبری جعفر

بفرمان امام خودبرزم کافران رفتی

 تمام آیه قرآن یقین تو از بری جعفر

چهار سال اندر این میدان شررباریدی عدوان را

 بقلب ناکسان تیغی مثال خنجری جعفر

ز خون پاک تو روید هزاران لاله گلگون

 تو چون گلهای رضوانی برنگ احمری جعفر

 تو در والفجر 8 و یک به یک سوداده ای دلرا

 گشوده بازوان اکبر، توهمچون اکبری جعفر

زخاک تربت پاکت شمیم یاد یارآید

 مزارتوگلستان شد عبیروعنبری جعفر

تمنا دارم از یاران اگر روزی گذر باشد

 بخوانیم سوره از قران ثوابش را بری جعفر

دل دیوانه با خونش نویسد دفتر غم را

 یقین دانم که در مذهب نشان جعفری جعفر

 

بخش سوم: فرازی از مناجات شهید جعفر در بهمن ماه 64 قبل از شهادت

خدایا! صدای آبهای خروشان اروند و زمزمه ی وداع سربازان امام زمان (عج) می آید. خدایا! صدای حسین حسین بندگان خوبت می آید.

ای خدا! این چه نجوا چه محشری است. انگارعاشورایی دیگر تکرار خواهد شد. آنها خود را برای روز امتحان آماده می کنند و هرکدام با لحنی تو را صدا می کنند. آنها با واسطه ی معصومین (ع) به تو پناه آورده اند. آنها از این دنیا دل بریده اند و بهشت را طلب دارند پس قبولشان کن.

 

قسمت اول مناجات

فرازی از دعا ها و روضه های شهید جعفر روستا در مسجد پاسگاه فرخ پی اروند رود درمورخه 16/11/64[3]

یا رب توخطا بخشی، بخشای گناه من

 لطفی کن و رحمی کن، بر روی سیاه من

اعمال بدم کین دم، باشد گواه من

همواره به اقرارم، بد کرده پشیمانم

ای خالق انس و جان، تو مرهم اسراری

من رو سیه ام ازعصیان، توقادر قهاری

مارا نبود جز تو، دلداری و غمخواری

ای مرهم اسرارم، بد کرده پشیمانم

روضه شهید

خدا! آمده ام اما سر بزیرآمده ام. خدا! امشب شب گداییه، منم آمده ام. خدا، خجالت زده آمده ام. خدا شرمنده آمده ام. خدا! بد کرده و اعتراف به گناه دارم.

 مولا دست خالی نیامده ام. مولا امشب می خواهم، چهارده معصوم (ع) را وسیله قرار بدهم. خودت فرمودی هر وقت می خواهید، مرا بخوانید، به آن وسیله هایی که برایتان قرار دادم بامن توسل بجویید.

خدا! امشب دندان مبارک رسول الله (ص) را بیاورید. خدا! امشب فرق شکافته مولامون علی (ع) را بیاورید. خدا! پهلو بشکافته فاطمه زهرا (س) را بیاورید. ای خدا! جگر مصدوم شده امام حسن (ع) را بیاورید. ای خدا! این عاشق ها، دیوانه ی حسین اند. ای خدا! اینها گدای حسین اند. مسافران حسین اند. سر بریده حسین را بیاورید. همه بگوییدیا حسین.

 آقاجان، اگر این شب ها، پاکمان نکنی چه خاکی تو سرمان بکنیم. اگر این شب ها مارا جزو سربازانت، قبول نکنی، چه کنیم. آقا جان، تورا قسم میدهیم به علی اکبرت، امشب ما را قبول کن، از بدی های ما در گذر.

یا امام زمان (عج) یا وصی الله:

امشب این جرأت را، پیدا کرده ام که بگویم جزو سرباز های توهستم. امشب این جرأت را پیدا کردم که بگویم، میان عاشق هایت، نشسته ام. اینها همه یک مشت گدای تو اند که از هر چیز دست کشیده اند. آقا جان مولای من، نمی دانم با این عقده ندیدن تو بمیرم یا آخرین لحظه های عمرم سرم به بالین توبینم. امشب نگاهی به این گداها کن یا وصی الحسن.

قسمت دوم مناجات

مداحی وقرائت دعای توسل، توسط شهید جعفر روستا درمراسم مناجات به اتفاق همرزمان شهید در مورخه 19/11/ 1364،48 ساعت قبل از عملیات فاو در محور ۲ – پاسگاه فرخ پی کنار نهر سعدونی اروند رود.

شهید بعد از فرستادن صلوات بر پیامبر اکرم (ص) و وائمه معصومین (ع) مناجات خود را با رباعی از حکیم خیام آغاز می کند:

 من بنده ی عاصی ام؛ رضای تو کجاست؟

تاریک دلم؛ نور و صفای تو کجاست؟

بر من تو بهشت اگر به طاعت بخشی

این "مزد" بود؛ لطف و عطای تو کجاست؟[4]

خداوندا! بخاطر گناهان از تو طلب آمرزش می کنم که از انجام آن به سوی تو توبه کرده بودم. از اقدام به آنها از تو خجالت کشیده وترسیده بودم ولی دوباره به آن آلوده شدم، اکنون گرفتار آنها هستم.

خداوندا! طلب مغفرت می کنم، از هر گناهی که به آن اقدام کردم با آنکه می دانستم، انجام آن گناه در نزد تو عقوبت دارد ولی اعتنا نکردم ومرتکب شده ام.

پناه من، نعمت های پسنده ای را که به من بخشیده ای هرگز باز نگیر.

پناه من، هرگز مرا به بدی که ازآن رهانیده ام باز نگردان.

پناه من، حتی یک لحظه هم مرا به خودم وا مگذار.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ 
بی حرمتیش برلب و دندان حسین است 
دانی که چرا آب فرات است گل آلود 
شرمندگی اش از لب عطشان حسین است 
دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش؟ 
زیرا که خدا نیز عزادار حسین است   
پروردگارا! ما به عشق زیارت قبر امام حسین (ع) به این منزلگاه شهدا گام گذاشتیم؛ اما هر وجبش با خون هزاران شهید آزاد گشته است.

خداوندا! اگر ببینی در میان این نخلستانها در میان این خانه ها، عاشقانی هستند که همه شان به عشق زیارت مولایشان امام حسین (ع) آمده اند و فرسنگ ها، کیلومتر ها از خانه وکاشانه ودیار خودشان دور شده اند، مولاجان.

آنان فقط هدفشان تنها خدمت کردن در راه توست. آنان امیدشان به توست وما به جز تو کسی را نداریم، ای مولای من.

خداوندا! شب اول قبر ائمه معصومین (ع) را به داد وفریادما برسان.

- الهي و ربِّي مَن لي غَیرُک 

- اللَّهُمَّ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ لَا تُحْوِجْنِي إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ ثَبِّتْ [أَثْبِتْ‏] قَلْبِي عَلَى طَاعَتِكَ

ذکرصلوات برمحمد (ص) وآل محمد:

 اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] علامه مجلسي، بحارالأنوار، ج 45، ص 115، باب 39.

[2] توسط مرحوم بهروز نعمت اللهی، پسر خاله پدر شهید جعفر روستا، آستارا، زمستان 1364

[3] برگرفته از نوار صوتی که توسط همرزم شهید، برادرحسین شهناسی دردیدار خانواده محترم شهید به همراه آورده بودند. این نوار صوتی توسط برادر شهید، حاج طهماسب روستا در اختیارمولف قرار گرفت. درضمن برداشتهای مناجات شهید از کتاب دعا ومناجات المراقبات حاج میرزا جوادملکی تبریزی با ترجمه محمد تحریچی می باشد.

[4] رباعی حکیم عمر خیام نیشابوری

تاریخ درج  :  1396/6/20  
تعداد بازدید تا کنون :1154

نطرات کاربران

 

غواص خط شکن شهید جعفر روستا، بسیار پر محتوا و پر بار می باشد. اجرتان با آقا امام حسین (ع)

نوشته شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ توسط کاظم احدی


بسیار زیباومعنوی

نوشته شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ توسط سوفیا


Dorod bar ghavase khat shekan

نوشته شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ توسط Mohammad


Big like

نوشته شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ توسط Mostafa


خیلی ممنون از شما خیلی اموزنده و تاثیر گزار بود

نوشته شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ توسط Taha


عالی

نوشته شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ توسط اسفندیار آقاجانی


با عرض سلام \r\nکتاب غواص خط شکن شاهکار خاطرات یک رزمنده از زمان تولد تا شهادت ......\r\nبسیار زیبا و تاثیر گذار...\r\nبا آرزوی موفقیت برای ن یسنده مخترم\r\n

نوشته شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ توسط فیاض .پ


ارسال نظر 
نام شما :
آدرس ایمیل :
متن پیام  :

   
تصویر امنیتی